رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید با استفاده از دو تکنیک تلاش کرده رقبای خود را از میدان به در کند.
به گزارش عاشورا نیوز به نقل از خبرگزاری فارس: دونالد ترامپ، رئیسجمهوری است که از سال 2016 که برای اولین بار پا به کاخ سفید گذاشت اعلام کرد که میخواهد عنصر «پیشبینیناپذیری» را به یکی از مولفههای اصلی خود در تصمیمگیریهای سیاسی تبدیل کند. ترامپ دستکم در یک موقعیت در سال 2017 اذعان کرده که استفاده از تئوری «مرد دیوانه» تصویر قدرتمندی از او ارائه خواهد داد و دشمنان آمریکا از چین گرفته تا روسیه، کره شمالی و ایران را به تسلیم در برابر خواستههای او وادار خواهد کرد. او حتی معتقد است که به نمایش گذاشتن تصویری از یک آدم دیوانه میتواند دوستان و متحدان آمریکا را به اصلاح رفتار در قبال واشنگتن وادار کند. فرمولی که ترامپ تصور میکند میتواند نتایج مطلوب او در سیاست خارجی را به ارمغان بیاورد این است: قدرت از طریق دیوانگی و صلح از طریق قدرت. او از نخستین روزهای حضور در کاخ سفید با مطرح کردن انواع و اقسام پیشنهادات عجیب و غریب تلاش کرده دیوانگیاش را به رخ بکشد. تازهترین پیشنهاد ترامپ در خصوص غزه بوده. او پیشنهاد داده همه ساکنان این منطقه به مصر و غزه کوچانده شوند و طرح عجیبش را به یک «معامله ملکی» تشبیه کرده است. ترامپ همچنین به تازگی به سوالی در خصوص اینکه آیا فلسطینیهای کوچاندهشده از غزه بعد از بازسازی این منطقه امکان بازگشت به خانه و کاشانههایشان را خواهند داشت پاسخ منفی داده است. طرح این پیشنهاد به اندازهای غیرمعقول بوده که حتی «گای الستر»، خبرنگار اسرائیلی از دنیا خواسته در برابر این زورگویی آمریکا زانو نزند!
درباره ایران هم ماجرا همین است. ترامپ که در دور اول ریاستجمهوریاش وعده میداد سیاست فشار حداکثری، ایران را به التماس برای مذاکره بر سر توافق جدید وادار خواهد کرد این بار گفته امتیازی که حاضر است به ایران برای محدود کردن برنامه هستهای بدهد بمباران نشدن است. پیشنهاد الحاق کانادا به ایالات متحده آمریکا، پیشنهاد خرید گرینلند و تصاحب کانال پاناما از جمله از طریق زور نظامی، طرح تغییر نام خلیج مکزیک، اعلام برنامه برای اعمال تعرفه صد در صدی و غیره و غیره دیگر پیشنهادات حیرتآور ترامپ بودهاند.
ریشههای تئوری مرد دیوانه
استفاده از تئوری «مرد دیوانه» در مناقشات و رقابتها دیرینهای طولانی دارد. نیکولو ماکیاولی، فیلسوف ایتالیایی احتمالاً نخستین فردی نبوده که پیشنهاد داده «گاهی تظاهر به جنون بسیار خردمندانه است.»پس از او در سال 1959 دانیل السبرگ، تحلیلگر سابق آمریکایی که با انتشار اسناد پنتاگون در نیویورکتایمز جنجالآفرین شد گفته بود که یک فرد باجگیر در صورتی که بتواند نقش دیوانه را بازی کند میتواند طرفهای رقیب را به تسلیم وادار کند. اما در سیاست خارجی آمریکا مشهور است اولین رئیسجمهوری که از این ایدهها استقبال کرد ریچارد نیکسون، سی و هفتمین رئیسجمهور آمریکا بود. در نقل قولی مشهور از او آمده که خطاب به رئیس دفترش گفته است: «میخواهم ویتنامیها گمان کنند به نقطهای رسیدهام که ممکن است برای متوقف کردن جنگ دست به هر کاری بزنم.فقط کافی است این حرف را به گوش آنها برسانید که باید بدانید نیکسون چقدر روی کمونیسم حساس است. وقتی عصبانی میشود نمیتوانیم جلوی او را بگیریم و ممکن است دستش هر لحظه روی دکمه حمله هستهای برود.»مشکل اما هم درباره نیکسون و هم درباره ترامپ در اجرای تئوری مرد دیوانه این است که هر دوی آنها دستشان را درباره اجرای این تاکتیک رو کردهاند و به همین جهت از اعتبارشان کاستهاند. شاید به همین دلیل هر دوی آنها هیچ موفقیت راهبردی در اجرای این سیاست به دست نیاوردند. وقتی که نیکسون در سال 1969 اخطار هستهای صادر کرد نه در شمال ویتنام و نه در شوروی کوچکترین توجهی به او نکردند و جنگ ادامه پیدا کرد.
درباره دونالد ترامپ هم در دور اول ریاستجمهوری همین وضع حاکم بود. او کره شمالی را به پاسخ با «آتش و خشمی که تا کنون دیده نشده» تهدید کرد اما سرانجام کارش به جایی رسید که گفت «نامههایی عاشقانه» میان او و کیم جونگ اون رد و بدل شده است و آخر کار هم که برنامه هستهای پیونگیانگ به جای متوقف شدن سرعت گرفت. درباره ایران تئوری او مبنی بر اینکه با دست زدن به اقدامات افراطی میتوان تهران را پای میز مذاکره آورد به در بسته خورد و برنامه هستهای ایران بر خلاف وعدههای او قبل از خروج از برجام توسعه پیدا کرد. درباره ونزوئلا، روسیه، چین و دیگر رقبای آمریکا و حتی متحدان ایالات متحده هم وضع بهتری نصیب ترامپ نشد.
بازی بزدل
تکنیک متجانس دیگری که ترامپ در کنار تئوری مرد دیوانه از آن استفاده میکند، «بازی بزدل» است که با نامهای دیگری مانند «بازی جوجه»، «بازی شاهین-قمری» و غیره هم شناخته میشود. نام این تکنیک که از معادلات «نظریه بازیها» است از یک بازی خیابانی فرضی گرفته شده که در آن فرض میشود دو راننده در یک جاده با سرعت به سمت یکدیگر حرکت میکنند.در این بازی یکی از دو راننده بایستی خطر بازنده بودن را به جان بخرد و از مسیر خارج شود وگرنه هر دو کشته میشوند. در حالتی که یکی از رانندهها بترسد و از مسیر خارج شود او بازنده بازی است و طرف دیگر برنده است و او را به خاطر ترسی که به خطر داده «جوجه» یا «بزدل» خطاب میکنند. فرض ترامپ این است که اگر به دیوانهبازیهایش ادامه بدهد رقبا از مسیر او خارج خواهند شد و او خواهد توانست تمام آنچه میخواهد را از طرف مقابل به دست بیاورد.یکی از دلایلی که ترامپ پیشنهادات عجیب و زیادهخواهانه افراطی چه از مخالفان آمریکا و چه از متحدانش مطرح میکند این است که اگر طرف مقابل او را دیوانهای افراطی بپندارد که حاضر نیست مسیرش را کج کند احتمالاً از سر راه او کنار خواهد رفت. اما آنچه او ظاهرا درک نمیکند این است که شاید از این فرمول بتوان در برخی معاملات تجاری شخصی استفاده کرد اما تعمیم آن به روابط بینالملل امکانپذیر نیست.
«استفان والت، نظریهپرداز روابط بینالملل در دور اول ریاستجمهوری ترامپ در یادداشتی در فارنپالیسی همین موضوع را به ترامپ تذکر داده و خاطرنشان کرده بود که شما با دیدن یک فرد دیوانه و غیرقابل پیشبینی که به سرعت به سمت شما نزدیک میشود و ممکن است به شما آسیب بزند طبیعتاً راهتان را کج میکنید اما قاعدتاً اگر او کلید خودرو یا منزل شما را بخواهد آن را تقدیم او نخواهید کرد!دلیل دیگری که تئوریهای مرد دیوانه و بازی بزدل چیزی نصیب ترامپ نخواهد کرد این است که بعد از مدتی استنباط مخالفان آمریکا این خواهد بود که با کنار رفتن از سر راه فرد دیوانه و به جان خریدن خطر باخت در بازی بزدل او به این بازی خاتمه نخواهد داد بلکه دائم شما را وارد بازیهای بیشتر و بیشتری خواهد کرد. این همان چیزی بود که کیم جونگ اون، رئیس کره شمالی بعد از نخستین دیدارش در سال 2019 با ترامپ در هانوی استنباط کرد و به همین دلیل اندکی بعدتر دستور تقویت زرادخانه هستهای کشورش را صادر کرد. با دنبال کردن صفحه بینالملل فارس در جریان آخرین تحولات جهان قرار گیرید. #دونالد_ترامپ#آمریکا
ارسال نظر